اجرای هتل لاله یزد

سلام..میخوام امروز از اجرای هتل لاله یزد بنویسم...اون شب افطار دعوت بودم و دیر به محل برگزاری جشن رسیدم.

وقتی رسیدم با استقبال هنرمند عزیزآقای صفوی زاده روبرو شدم(غیر منتظره بود)....بعد از صرف افطار(جاتون خالی) رفتیم روی حیاط ...این هتل یکی از هتل های سنتی یزد بود که خیلی قشنگه...تالار حیاط محل سن بود و روی حیاط با صندلی پر شده بود...همه نشسته بودن ..مسولین سازمان بهزیستی یزد و معلولین همیشه سالم و مردم عزیز و همه هنرمندان یزد...برام جالب بود خیلی از هنرمندانی که هرجایی برای اجرا پا نمیزاشتن همه اومده بودن تا مجانی برای کسایی برنامه اجرا کنند که همه میزبان ما بودن...همه اومده بودن در جشن همت عالی:

مهدی صفوی زاده(بازیگر؛تقلید صدا؛ عضو گروه صدای تهران)،حمید خالویی(نوارنده و خواننده )مهدی قانع(بازیگر سریال ترمه در نقش برادر ترمه(سیبیل)و مجری توانا)آقای ملوکی(عضو انجمن شعبده بازان ایران)آقای کریمی( بازیگر رادیو)آقای علی قزلباش(خواننده صداو سیما؛خواننده ترانه بارون  بارون بارونه هی..به لحجه لری) صائب حائری زاده(باریگر صداوسیما)مصطفی راغب(بازیگر سریال روزهای قرآنی؛خواننده؛قاری برتر قرآن)مجتبی سعیدی(بازی سایه،هنر ناب تقلید صدا و بازی با سایه دست)و عباس گلرسان (تهیه کننده و مجری)

و خلاصه هنرمندای دیگه ایی که من اسمشون خاطرم نیست....مجلس خیلی خوبی بود و خیلی هم طول کشید ولی با این وجود مورد استقبال قرار گرفت..

برای من باعث افتخار بود که در کنار این اساتید برنامه اجرا کردم...و افتخار بیشتر که دل معلولین رو شاد کردیم.جشن تمام شد اما عکس یادگاری هنرمندان در کنار هم بسیار دیدنی بود

پ.ن1:من در اون مجلس از طرف صداوسیما برای گویندگی رادیو دعوت شدم ولی هنوز نرفتم..

پ.ن2:دوستان بهم یه هدیه دادن که اون هدیه فال حافظ بود.گذاشتم روی طاقچه تا یادم باشه سالمم و خدارو به خاطرهمه داشته هام شکر کنم.

پ.ن3: بیستم مهرماه در سازمان انرژی اتمی  تهران واقع در امیر آباد شمالی برنامه دارم..توافق های اولیه صورت گرفته ولی کاملش رو به اطلاع دوستان میرسونم.

سلام دوستان.به اطلاع دوستان یزدی میرسونم  امروز در هتل لاله یزد واقع در بلوار بسیج جشنی برای ایتام و جامعه معلولین برپاست که من افتخار اجرای برنامه رو دارم به همراه دوستان هنرمند عزیزم..آقای مهدی صفوی زاده(بازیگر و تقلید صدا،عضو گروه صدای تهران)و آقای حمید خالویی ( نوازنده و خواننده جوان استان یزد)

همچنین در 3 مهرماه جشن فارغ التحصیلی دوستان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد رو دارم

17 و 20  مهرهم دو برنامه در تهران دارم که به اطلاع دوستان میرسونم

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

اینم یه شعر از دفتر شعرم که تقدیم میکنم به همه عاشقان طریق مهربانی:

   توبه

آن شب که چنان به کوی تو مست شدم

دیوانه شدم عاشق یکدست شدم

آن شب که به جرعه ایی می پیمانه

از خویش برَستم و شدم دیوانه

شب تا به سحر با تو صفا میکردم

آن شب که گدا شدم گدایی کردم

با اشک بصر همه نشستیم به صف

فریاد زدم رحیم و رحمان العفو

این بنده رو سیاه را خوب ببین

این برده پر گناه و این ننگ زمین

این برده پر گناه و این غول هوس

محکوم به حبس ابد و کنج قفس

آخر چه کنم خدا تهی دستم من

دل در گرو محبتت بستم من

آخر چه کنم ز عاقبت میترسم

از روز جزاء و آخرت میترسم

ای راحت جان بینوایان توبه

ای عشق تمام آدمیان توبه

                                                     حسین وکیلی زارچ

میلادی که عزاست(18 شهریور 1364 تا...... 1388)

سلام

امروز از اون روزاییه که دلم داره مثل سیر و سرکه می جوشه...میدونید چرا؟؟؟

جوابش اینه...فردا یه بچه ایی به دنیا میاد که دلش و وقف نگاه مردمی کرده که از نگاهشون دل زنده بشه به اندازه زندگی....

فردا ننگ زمین یا افتخار شیاطین پاشو به روی این کره خاکی میزاره که شرمنده خدا بشه و سر بزیر در پی عفو  خدا شب میلادشو  شب زنده داری کنه و از خدا بخواد از امشب دوباره متولدش کنه که آدم بشه و آدما دوسش داشته باشن.

فردا پسری به دنیا میاد که نمیدونه تو این سالهایی که نفس می کشیده چندتا دل و شکسته که باید برای بند زدنشون دست التماس به سمت صاحب دلان دراز کنه

فردا اون پسر وارد بیست و پنجمین سال زندگیش میشه.یعنی نیمه راه(سن که رسید به پنجاه/فشار میاد.....)..پسری که هیچوقت بزرگ نشده...ولی اونقدر شکسته که گرد پیری از الان چهره شادشو پوشونده

فردا ،شب ضربت خوردن حضرت امیرالمومنینه و مصادف با میلاد اون پسر...تسلیت..یک دنیا تسلیت به بلندای فریاد (فزت و رب الکعبه)

یه پیشنهاد:اگه می خوای به این پسر هدیه بدی فقط براش دعا کن...دعا کن اسیر تلاطم زندگی نشه..دعا کن زمین نخوره که اگه بخوره نمیتونه بلند بشه، دعا کن اسیر تخت بیمارستان نشه و بتونه دلی رو گرم کنه..دعا کن برایش که دعای تو اثر دارد...

پ.ن:بچه که بودم اگه میخواستم بگم یکی رو چقدر دوست دارم میگفتم 10 تا،چون تا 10 بیشتر بلد نبودم بشمارم.اما میخوام بگم دوستون دارم به اندازه 10 تای بچه گیام........

                                              حسین وکیلی زارچ  

جوابیه،شعر در مورد شهید

جوابیه:                                                     سلام

دوستانی به من کامنت دادن که چرا وبلاگت تنوع داره و چرا تخصصی در مورد مسائل اجرا نمینویسی ، من در جواب این عزیزان به این نکته اشاره میکنم که من خودم رو منحصر به  موضوعی خاص نمیکنم و دوست دارم در تمام زمینه ها کار کنم.....حالا ممکنه در زمینه های دیگه استعداد نداشته باشم ولی از ته دل می خوام همه در جریان نوشته هام چه شعر چه  داستان و چه مقاله قرار بگیرن...و شما با نظراتتون من رو همراهی کنید تا بهتر و بهتر بشوم دوستان دیگه ای سوال کردن چرا این روزا اجرا نداری... اینم جهت اطلاع این دسته از دوستان

===========================================================

اما دوستان به اطلاع شما میرسونم که 2  مهر در سالن اجتماعات غدیر استان یزد جشن فارغ التحصیلی دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی رو دارم ، اما اجرای پیشنهادی دیگه ایی هم دارم که هنوز حتمی نشده ولی دعوت انجام گرفته که در تهران خواهد بود..جشن نیکوکاری  در  سازمان انرژی اتمی تهرانه که همونجور که گفتم قطعی نشده.....10 مهر ماه هم جشن فارغ التحصیلی در تهران دارم برای دوستان دانشکده علمی کاربردی تهران در سالن اجتماعاتی واقع در پاسداران....که اینم هنوز قطعی نشده ولی دعوت از طرف مسوولین صورت گرفته...

===========================================================

اما با یه شعر در مورد شهید تموم میکنم شعری که برای مسابقه پایداری فرستادم

به ادامه مطلب رجوع شود


ادامه نوشته

آیا میشه بهش گفت طنز؟( این مطالب فقط و فقط جهت وقت گزروندنه و هیچ ارزش قانونی دیگری ندارد)

یکی از دوستان خواننده وب من پیشنهاد داد و گفت در مورد پدر و مادرای تهران هم مطلبی بنویسم


من نمی خواستم وارد این مورد بشم اما بخاطر احترام به نظر این دوست عزیز اطاعت امر میشود


اما تعریف پدر و مادرای تهرانی:

ادامه نوشته

من برگشتم..............

سلام خدمت یاران باوفا و دوستان بهتر از جان....من همین امروز برگشتم.

پیش اما رضا همه شما رو دعا کردم

فرا رسیدن ماه رمضان بر همه شما دوستان عزیز مبارک باد...در لحظه افطار و در لحظه سحر من حقیر رو یاد کنید و برام زیاد دعا کنید..ممنون