شعرامام حسين...عرض تسليت به دوستان
برای این برنامه بلیط در نظر گرفته شده است...

نخل برداري در شهر زارچ..................
عشق
عشق مي آيد ز عين و شين و قاف
خنجري بر گرد راسي در طواف
عشق آيد جمله عين و قاف و شين
حاي حاميم در ميان يا و سين
آري عشق آيد ز قاف و شين و عين
عشق يعني يك كلام و آن حسين
ايام سوگواري سيد و سرور شهيدان آقاي غريبان و امير قافله عشاق حضرت اباعبدلله الحسين بر همه مردم ايران و همشهري هاي عزيز تسليت باد
اگر تونستيد منو تو عكس پيدا كنيد.....اين عكس مال 3 سال پيشه.....از يكي از سايتا گرفتم...
تقدیمی دوباره به دانشجویان دانشگاه یزد
روضه واعظ
دلم کرده هوای سرزمینی/که میگویند چون جنت قشنگ است
همان جایی که شاهی خوب دارد/برای شاه این دل تنگٍ تنگ است
منم آری گدایی بی سرو پا / که می آید به درگاهت گدایی
تفقُّد کن گدای بینوا را / تو که عرش و زمین را پادشاهی
زِ درد حسرت و دردِ جدایی/قسم دادم خدا را بر خدایی
دل هر عاشق دلبسته چون من/شود یک روز عمری کربلایی
بیا جانا بیا همراه ما شو / بیا با ما گدای نینوا شو
بیا با پای دل بهر زیارت/ تو هم یک زائر کربُبلا شو
عزیزان کربلا نبض زمین است/اگرچه تاکنون آنرا ندیدم
ولی از زائران کربلایی/ زشهر کربلا قدری شنیدم
دلم تنگ است تنگِ کربلایش/ و تنگِ آن حریم با صفایش
و تنگِ آن حریم روبرویش/حریمِ آن امیرِ با وفایش
دلِ من غم گرفته بیقرار است/ برایش گریه کردن افتخار است
نشستم عاشقانه گریه کردم/ببین حال دل من زار زار است
برایم واعظی از کربلا گفت/زِ روزِ محشر و ظهر بلا گفت
حدیث خواهری بی یارو یاور/حدیث تل و گود قتلگاه گفت
زتیغ و خنجر و رأس بریده/ زِطفلان یتیم داغ دیده
زِ مولایی که از داغ برادر/مثال یک کمان قدش خمیده
زِاشک و مشک و چشمان ابوالفضل/زِلطف و جود و احسان ابوالفضل
عمود آهنی،فرق شکسته/وصال تیغ و دستان ابوالفضل
مصیبت گفت و آتش زد به دلها/دو چشمانش زِآب دیده شد تر
و واعظ اشک ریزان روی منبر/سلامی داد بر آقای بی سر
مصیبت را به پایان برد واعظ/ ولیکن در دلم حزنی نهفته
شنیدم داستانهایی از آنروز /که واعظ چیزی از آنها نگفته
شنیدم زلجناح آمد ز میدان/ولیکن زین مرکب واژگون بود
شنیدم خیمه را آتش کشیدند/شنیدم گوش هایی غرق خون بود
شنیدم جامه را از تن دریدند/شنیدم بند انگشتی بریدند
شنیدم وحشیانه حمله کردند/شنیدم معجری از سر کشیدند
شنیدم سینه ها آتشفشان بود /شنیدم رأس ها بر آسمان بود
شنیدم مُزد قرآن خواندن آن روز/ همه در ضربه های خیزران بود
زِ داغت یا حسین بنگر چه سانم/بده رخصت که من با تو بمانم
برای اینکه آیی پیشم آقا/درون خانه عاشورا بخوانم
خدا لعنت کند آلِ زیادُ / خدا لعنت کند آل امیه
خدا لعنت کند آن شمر ملعون/ بگو آمین اِلا یمِ القیامه
شاعر:حسین و کیلی زارچ
سلام.من حسین وکیلی زارچ(مجری،گوینده و شاعر)،15 سال است در برنامه های مختلف بر روی صحنه ها ایفای نقش میکنم و اینکه!!!!