خبر فوری:دوشنبه شب ساعت ۶:۳۰ در برنامه ایی برای دانشگاه یزد حضور  خواهم یافت مهمان ویژه این برنامه جناب آقای دکتر انوشه یکی از اساتید به نام و سخنران شیرین کشور هستند...این برنامه در سالن هلال احمر قاسم آباد اجرا خواهد شد..

برای این برنامه بلیط در نظر گرفته شده است...

http://sites.google.com/site/karimimajid/IMG_0366.jpg

نخل برداري در شهر زارچ..................

                 عشق‎‎


عشق مي آيد ز عين و شين و قاف

خنجري بر گرد راسي در طواف

عشق آيد جمله عين و قاف و شين

حاي حاميم در ميان يا و سين

آري عشق آيد ز قاف و شين و عين

عشق يعني يك كلام و آن حسين

ايام سوگواري سيد و سرور شهيدان آقاي غريبان و امير قافله عشاق‏‎ حضرت اباعبدلله الحسين بر همه مردم ايران و همشهري هاي عزيز تسليت باد

http://zarchiha.com/portal/components/com_ponygallery/img_pictures/24_20090108_-629864595.JPG

اگر تونستيد منو تو عكس پيدا كنيد.....اين عكس مال 3 سال پيشه.....از يكي از سايتا گرفتم...


تقدیمی دوباره به دانشجویان دانشگاه یزد

                             روضه واعظ

دلم کرده هوای سرزمینی/که میگویند چون جنت قشنگ است

همان جایی که شاهی خوب دارد/برای شاه این دل تنگٍ تنگ است

منم آری گدایی بی سرو پا / که می آید به درگاهت گدایی

تفقُّد کن گدای بینوا را / تو که عرش و زمین را پادشاهی

زِ درد حسرت و دردِ جدایی/قسم دادم خدا را بر خدایی

دل هر عاشق دلبسته چون من/شود یک روز عمری کربلایی

بیا جانا بیا همراه ما شو / بیا با ما گدای نینوا شو

بیا با پای دل بهر زیارت/ تو هم یک زائر کربُبلا شو

عزیزان کربلا نبض زمین است/اگرچه تاکنون آنرا ندیدم

ولی از زائران کربلایی/ زشهر کربلا قدری شنیدم

دلم تنگ است تنگِ کربلایش/ و تنگِ آن حریم با صفایش

و تنگِ آن حریم روبرویش/حریمِ آن امیرِ با وفایش

دلِ من غم گرفته بیقرار است/ برایش گریه کردن افتخار است

نشستم عاشقانه گریه کردم/ببین حال دل من زار زار است

برایم واعظی از کربلا گفت/زِ روزِ محشر و ظهر بلا گفت

حدیث خواهری بی یارو یاور/حدیث تل و گود قتلگاه گفت

زتیغ و خنجر و رأس بریده/ زِطفلان یتیم داغ دیده

زِ مولایی که از داغ برادر/مثال یک کمان قدش خمیده

زِاشک و مشک و چشمان ابوالفضل/زِلطف و جود و احسان ابوالفضل

عمود آهنی،فرق شکسته/وصال تیغ و دستان ابوالفضل

مصیبت گفت و آتش زد به دلها/دو چشمانش زِآب دیده شد تر

و واعظ اشک ریزان روی منبر/سلامی داد بر آقای بی سر

مصیبت را به پایان برد واعظ/ ولیکن در دلم حزنی نهفته

شنیدم داستانهایی از آنروز /که واعظ چیزی از آنها نگفته

شنیدم زلجناح آمد ز میدان/ولیکن زین مرکب واژگون بود

شنیدم خیمه را آتش کشیدند/شنیدم گوش هایی غرق خون بود

شنیدم جامه را از تن دریدند/شنیدم بند انگشتی بریدند

شنیدم وحشیانه حمله کردند/شنیدم معجری از سر کشیدند

شنیدم سینه ها آتشفشان بود /شنیدم رأس ها بر آسمان بود

شنیدم مُزد قرآن خواندن آن روز/ همه در ضربه های خیزران بود

زِ داغت یا حسین بنگر چه سانم/بده رخصت که من با تو بمانم

برای اینکه آیی پیشم آقا/درون خانه عاشورا بخوانم

خدا لعنت کند آلِ زیادُ / خدا لعنت کند آل امیه

خدا لعنت کند آن شمر ملعون/ بگو آمین اِلا یمِ القیامه

 شاعر:حسین و کیلی زارچ