باز  هم تو.....

همه میگویند این تو که هستی.....و نمی دانند اگر تو بودی همه کس بودی و حالا که نیستی باز هم همه کس هستی..گاه سنگ صبوری برای دلخستگی ها...و گاه اشکی به بلندای دلتنگی ها....و گاه شوقی به تمنای همه نرسیدن ها....

تو  فقط تو هستی.....

ایام شهادت بی بی دو عالم..بانوی آب و آینه و احساس بر همه عاشقان تسلیت باد

اینک مدینه  مانده و کوچه تنگی که آشتی کنانش نمیخوانند...این کوچه بوی دلتنگی میدهد...بوی غم ...و احساس بی مادری دارد در و دیوار کاهگلیش....

نشان مادرم را از درب نیمه سوخته میجویم و همان دیوار کاهگلی...میدانی چرا؟؟؟ چون درب راز درد پهلویش را میداند و دیوار راز بازوی کبودش را..

فقط مادرم  شرمنده ام که نبودم تا دستان مغیره را بگیرم....و الهی بشکنه دستت مغیره!!!!!

مادرم....مرا دریاب....هرچه دارم از عنایت تو دارم یا زهرا

حسین وکیلی زارچ

میدونی که....شعری جدید برای تو........

دلم تنگ اخماته میدونی که؟/ هنوز خام حرفاته میدونی که؟

 دلم خیلی وقته هوایی شده/ولیکن زیر پاته میدونی که؟

 نزار بشکنه این دل گوشه گیر/که خیلی خاطرخواته میدونی که؟

 گمونم تو ام بیقرار منی/دلیلش این اشکاته! میدونی که؟

 خمار دو چشمون نازت شدم/یه نوری تو چشماته میدونی که؟

... بیا خط بزن مشقای عشقمو/ قلم توی دستاته میدونی که؟

 واسه وصف عشقت قلم قاصره/ تو شعرای من جاته میدونی که؟

 بیا شعری واسه دل من بگو/ یه حسی تو شعراته!!میدونی که؟

 
شعر از:حسین وکیلی زارچ
19/1/92

عید است اما فاطمیه را عشق است

بانو سلام........

بانو سلام؛حال شما؟امروز بهترید؟ / نه نه تو رو خدا بنشینید؛پا نشوید.

رفع کسالت شده بانو ز حالتان...../یا درد ها هنوز نداده مجالتان....

این دردها اگر که تورا زجر می دهد/بانو خدا به شما اجر می دهد

بانو چقدر رنگ شما زرد گشته است/ اُف باد بر زمانه که نامرد گشته است

بانو چرا دست به پهلو گرفته ایید...؟ /بانو چرا ز همسر خود رو گرفته ایید؟

دیگر نوای مرغ خوش الحان نمی رسد/دیگر کسی به داد غریبان نمی رسد

بانو نظر کنید بر احوال بی کسان...../بانوی آب و آینه بانوی آسمان......

بانوی بغض های ترک خورده پشت در/بانوی گریه های غریب دم سحر

.

.

..................+

بانو بیا ز کوچه ما هم عبور کن...../بانو بگو به حضرت مهدی(عج):(ظهور کن)

شعر از : حسین وکیلی زارچ