شعر درمورد یلدا
این چند روز کامپیوتر شخصیم خراب شده و نمیتونم مرتب جواب دوستان رو بدم...فردا ساعت 8 صبح میرم تهران برای شرکت در یک سمینار و به قولی رفتنم دست خودمه برگشتنم دست خداست..موقع پرواز فقط به این فکر میکنم که این ابوطیاره بنزینشو لیتری چند زده.؟؟؟؟؟.نظرات رو میبینم و سعی میکنم همه دوستان رو بخونم..همین
این شعر و همین الان نوشتم برای اینکه توی یلدای دوستان شریک باشم ...همینطوری نوشتم به خدا ادبی نیست.
به قدوم تو می خورم سوگند/ که زمستان دوباره پیداشد
فصل پاییز میرود کم کم /امشب ما دوباره یلدا شد
شب دراز و قلندرم بیدار/ فال حافظ گرفت مادر من
هندوانه همیشه ارزان است/ز گرانی نترس برادرمن
گرچه یارانه نیست یلدا هست/ غصه ی قصه مرا تو نخور
هندوانه هنوز منتظر است / چاقو بردار و چله را تو ببُر
حسین وکیلی


سلام.من حسین وکیلی زارچ(مجری،گوینده و شاعر)،15 سال است در برنامه های مختلف بر روی صحنه ها ایفای نقش میکنم و اینکه!!!!